ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
مقدمهء مصحح 36
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
جملهء مشاهير و بزرگان حاضر بود باسدآباد از من هر چيزى مىپرسيد به حكم آنكه شناخت بود هوس من در كتاب خواندن و مشافهه ديد ، آنچ بر خاطر بود گفته شد و بر بديها بر سر شراب دو سه درج بنوشتم درين معنى و پس باطل كردم بعد مدتى و انديشيدم كچون يادگارى بخواهد ماند در آن تاملى بهتر بايد كرد و رنج بردن تا از آن فايده حاصل شود . و اگر نه ضايع بماندن [ بهتر ] كه ناگفته را عيب كمترست . دهان گر بماند ز خوردن تهى * از آن به كه ناساز خوانى نهى پس [ ( 1 ) ] عزم محقق كردم بر تأليف اين كتاب و اگر چه فراغت نبود بر حسب بضاعت خويش نبشته شد و از ايزد تعالى در آن توفيق خواستيم » از اين قرائن جزئيه منضما با اينكه همه جا در تضاعيف كتاب و مخصوصا در صفحات 81 - 83 - 397 - 403 - 520 - 522 ، شرح مفصل مبسوطى با تمام جزئيات و خصوصيات از وقايع تاريخى راجع بهمدان و اسدآباد و كنگاور و دينور و از افسانها و قصص و جغرافيا و وصف آثار و ابنيهء نقاط مذكوره بدست ميدهد براى خواننده تقريبا قطع حاصل مىشود كه مؤلف اين كتاب بدون شك از اهالى همدان يا نواحى و مضافات آن بوده است ، و قطعا به همين مناسبت است كه در خصوص وقايع تاريخى همان نواحى در زمان ديالمه و دشمنزياران و امراء اكراد از سلسلهء بدر بن حسنويه و پسرش هليل ( هلال ) و غيرهم از اواخر قرن چهارم ببعد اطلاعاتى بكر و تازه درين كتاب مندرج است كه در كمتر كتابى ديگر گويا ميتوان بدست آورد . و ديگر از معلوماتى كه از تضاعيف كتاب راجع بشرح احوال مؤلف استنباط مىشود اينست كه جدّ مؤلف موسوم بوده است بمهلب بن محمد بن شادى در ص 344 گويد : « و چنان خواندم در كتابى به خط جدم مهلب بن محمد بن شادى كه درين وقت بيعت ، عبد اللّه بن مصعب بن ثابت بن عبد اللّه بن الزبير ببيعت كردن پيش آمد پس اين بيت بخواند الخ » و نيز معلوم مىشود كه مؤلف را تأليف ديگرى بوده است مخصوص باخبار برامكه ، در ص 343 گويد : « و اخبار برامكه بسيار است از عهد برمك تا آخر دولت و من آن را كتابى مفرد ساختهام و ترتيبى نهاده روزگار دولت ايشان را و آنچ كردهاند در حق مردم و روزگار محنت و سبب آن و آنچ بر سر ايشان آمد » ، اما تاريخ تأليف كتاب بتصريح مكرر مؤلف در سنهء پانصد و بيست هجرى در عهد سلطنت سلطان سنجر ( 511 - 552 ) و سلطان محمود بن محمد بن ملكشاه ( 512 - 525 ) و بهرامشاه غزنوى ( 511 - حدود 550 ) و خلافت مسترشد عباسى ( 512 - 529 ) بوده است ، در ص 9 گويد : « و ابتدا كرده شد اندر سال پانصد و بيست از هجرت پيغمبر عليه السلام اندر ايام معاودت [ ( 2 ) ] مواقف [ ( 3 ) ] تعظيم مقدس نبوى امامى [ ( 4 ) ] مسترشد ادام اللّه علوّها و حرّس مجدها و
--> [ ( 1 ) ] تصحيح قياسى و فى الاصل : بر ، [ ( 2 ) ] متن ( معادت ) مصحح ، [ ( 3 ) ] تصحيح قياسى و فى الاصل : موافقت ، [ ( 4 ) ] تصحيح قياسى و فى الاصل : مامى .